بدون شرح
هی......امان از روزگار یادتونه گفتم یه جونه دعا کرد که اگه تسبیهم رو نگه نداشتم خدا بزنه تو کمرم ؟امروز تسبیحم گم شد حالا باید منتظر باشم کمرم بشکنه فقط خدا کنه که خدا دستش سبک باشه و گر نه .....

هی......امان از روزگار یادتونه گفتم یه جونه دعا کرد که اگه تسبیهم رو نگه نداشتم خدا بزنه تو کمرم ؟امروز تسبیحم گم شد حالا باید منتظر باشم کمرم بشکنه فقط خدا کنه که خدا دستش سبک باشه و گر نه .....

امروز داشتم از کنار یک کادوئی عبور میکردم که اینو دیدم
وقتی این رو دیدم با خودم گفتم اگه یک خارجی که تازه زبان فارسی یاد گرفته اینو بخونه چی کار میکنه؟
امروز میخواستم با تلفن عمومی یک تماس بگیرم که اینو دیدم!

اخه یکی نیست بگه اگه قیر اضافه اوردید برید رو پشت بومتون سرعت گیر بزارید تا اینگه وسایل عمومی رو قیر مونی کنید فکر کنم این قیر مونی برای سیل بود که وقتی سیل اومد خراب نشه
سلام...
سه روز پیش من و دوستم قرار گذاشتیم که تا سه روز دیگه هر وقت وارد مدرسه شدیم هم دیگرو اذیت یا روی هم دیگر رو کم کنیم اول که من رفتم پای تخته اون زد پاکن من رو خراب کرد و نوبت من که شد زنگ تفریح جوهر خودکارش رو خالی کردم و سر امتحان خودکار نداشت فرداش اومد مدرسه و کتاب من رو چسب زد به دیوار زنگ بعد من کیفش رو وسل کردم به پنجره اون روز هم گذشت اما امروز فرا رسید من نادانی کردم و رفتم بیرون از کلاس اون هم با چسب قطره ای قفل کیفم رو چسباند من دیگه خیلی اعصابم خورد شد برای همین یواشکی از کیفش کتابش رو ورداشتم به علاوه ی لوازم ریاضی و یک تیغ اول کتابش رو باز کردم و اوردم صفحه ای که مشق بود و از وسط دو تا خط که تا دوصفحه میرفت با تیغ بریدم و ورگه هارو به هم چسباندم و باز هم دور کتابش رو با چسب بستم اون وقتی که دید داشت گریه میشد چون با اون کاری که کردم باید بره و یک کتاب دیگه بخره

ادم اخه چقدر میتونه .... باشه امروز داشتم از خیابون رد میشدم که تسبیح دستم بود که یکدفعه از دستم افداد و دوستم ورش داشت یک دفعه دیدم یک جونه از پشت اومد وگفت تسبیحت رو میخرم گفتم فروشی نیست گفت یعنی تو میخوای این تسبیه رو تا اخر عمر نگه اری گفتم اره گفت اگه نگه نداشتی خدا بزنه تو کمرت اخه شما بگید ... تر از این ادم تا به حال دیدید اخه به اون چه ربطی داره که من تسبیحم رو نگه دارم یا ندارم
دیشب داشتم از خیابون رد میشدم یک دفعه نگام رفت روی تابلوی بانک کشاورزی دیدم R اش افتاده !

فرداش داشتم از همون جا رد میشدم دیدم که از ترس من R اش رو گذاشتن سر جاش!

امروز مسابقه ی تیم مس کرمان و پیروزی بود ما رفتیم ورزشگاه و اینو دیدیم
اخه یکی نیست بگه بر فرض محال اومدید و شب ساعت ۱ بود و هیچ کس نبود یک دفعه دیدیم یک فضا نورد با سفینه اش اشتباه تو ورزشگاه فرود امد اخه اون از کجا بدونه این جا کدوم کشوره؟
باز هم امروز داشتم از مدرسه به خونمون بر میگشتم که دیدم پلیسه داره دوچرخه سوار رو میگیره وقتی که گرفتش دیدم داره از توی برگ جریمش که یه چیزی توش نوشته بود به دوچرخه سواره میده و هی دوچرخه سواره به برگه نیگاه میکنه و میخنده
امروز من با دوستم داشتیم از مدرسه بر میگشتیم وسط را خسته شدیم و نشستیم دیدیم یک پیر زن از کنارمون رد شد یک دفعه دور خودش چرخید و برگشت و راهش را دور زد نظرم بهش جلب شد داشت میرفت که یک دفعه دیدیم برگشت این کار رو سه چهار بار انجام داد دوستم از خنده قش کرد واسه همین گفت که یکی بود یکی نبود یه پیر زن بود راهش رو گم کرده بود خلاصه سرتونو درد نیارم قصه ی ما به سر رسید پیرزن به خونش نرسید.
علت سرد شدن هوای کرمان را فقط من و شمایی که دارید این مطلب را میخوانید میدانید
علت سرد شدن هوای کرمان این کلر است .
اگر دوست دارید این کلر را ببینید همراه با پژوهش گران به کرمان چهارراه باغ ملی جنب بیمه
ایران بیایید و از نزدیک این اعجوبه را تماشا کنید